post
بالشت خودم را ترجیح می دهم
چرا که شانه های امروزی مثل بالشت های مسافرخانه اند
خوب میدانم سرهای زیادی را تکیه گاه بودند
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 11:58 | ارسال نظر(1) |
خسته
دیشب کسی برای تو سجاده وا نکرد
بغضی ترک ندیدو گلویی صدا نکرد
انگار ما بدون حضور تو راحتیم
وقتی کسی برای ظهورت دعا نکرد
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 11:53 | ارسال نظر(0) |
روزگار
تازگی ها ادم ها ادم می درند
وگرگ های بیچاره بیکار شدهد اند
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 11:50 | ارسال نظر(0) |
دوست
تو
عزیز خواهی ماند حتی اگر فاصله ها نگاهت را از من دور کند
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 20:51 | ارسال نظر(0) |
اگر برف میدونست زمین چقدر کثیفه برای امدن لباس سفید نمی پوشید
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 09:21 | ارسال نظر(1) |
حضرت مهدی
آقا جان
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد جوان سینه زنت پیر می شود
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 18:23 | ارسال نظر(2) |
خسته ام
آقا
بیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
دارم از دست میرم
گفته باشم
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 11:15 | ارسال نظر(1) |
حسین جان
هر کاری کردم نشدم آنچه شما می خواستید
ای که عالم به کف توست خودت کاری کن
خودت کاری کن
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 18:40 | ارسال نظر(1) |
دخترک نمازش که تمام شد
چادر را جمع کرد و در کیف گذاشت
انگار فقط با خدا نا محرم بود...
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 18:33 | ارسال نظر(2) |
بدحجابی
خواهرم حجابت
گفت:دلم پاک است
مگر می شود پاکی هزاران نگاه را بدوزدی ودلت پاک باشد
فکرکنید
[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 18:27 | ارسال نظر(1) |
صفحه قبل12345...18صفحه بعد