نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





دوستی


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 19:08 | ارسال نظر(0) |







تست کوتاه اماخفن_روانشناسی


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 16:26 | ارسال نظر(0) |







ولادت حضرت موسی کاظم مبارک باد


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 14:35 | ارسال نظر(0) |







عشق به خداونداز زبان امام علی علیه السلام


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 14:30 | ارسال نظر(0) |







داستان یتیم سه ساله


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 22:35 | ارسال نظر(0) |







یاغریب کربلا

به گزارش خبرنگار ويژه‌نامه محرم باشگاه خبرنگاران؛ صداي جرس به آسمان مي‌رفت و آسمان اشك‌هايش را بر زمين فرو مي‌فرستاد. ديدن حقيقتِ در زنجير چه با شكوه است در آنگاه كه سربازان نيزه به دستِ واقعيت حقيقت را در ميان واقعيت پنهان كنند. حقيقت نمايان است حتي اگر او را بر اشتر عريان سوار كنند و بر گلو و دستهايش از جهل زنجير بزنند و حقيقت جاودانه است بهجاودانگي نور... . جاودانگي چيست؟ آيا نه اين است كه اشك‌ها براي حقيقت بر زمين فرو مي‌آيد و لاله‌ها براي بزرگداشت حقيقت از زمين مي‌رويند. جاودانگي چيست؟ آيا زنجيرها توانستند آزادگي و مظلوميت را در زندان تاريخ تبعيدكنند؟ هرگز آنان توانستند مظلوميت را براي هميشه در زنجير نگاه دارند و آزادگي را براي تاريخ به يادگار گذارند. ورسالت آغاز مي‌شود...در آن لحظه كه سجاد(ع) را در ميان زنجيرها به سوي گوردخمه‌هاي شام مي‌بردند شام نمي‌دانست كه روحي را در زنجير به سوي خود مي برد تا بر اجساد شاميان آزادگي را بدمد. حقيقت آنگاه رخ مي‌نمايد كه بر زنجير با هزارن غم كه از خلقت تا رجعت بر دوشش سنگيني مي‌كند بر چوب پاره‌هاي مسجد اموي مي‌درخشد. او خواهد درخشيد حتي اگر خورشيد را بر نيزه ببيند،حتي اگر خورشيد را در تشتي با چوب خيزران ببيند. و شام آغاز مي‌شود در آن هنگام كه ابراهيمِ در زنجير با تبري آتشينبه سوي بت خانه اموي گام بر مي‌دارد تا بت‌هاي دروغ، نيرنگ و ريا را در هم مي‌شكند و منبري كهمي‌سوزد از حقيقت و آتش مي‌گيرد از اشكي كه از چشمان سجاد(ع) بر آن ريخته خواهد شد. واقعيت در مقابل حقيقت سر خم مي‌كندو خون خدا چشمان كاخ نشينان شام را مي‌گيرد و ابراهيم (ع) در زنجيراز غمكده كوفه به سوي بتكده شام رهسپار مي‌شود و او به سوي حقيقت مي‌رود. آه...لا يوم كيومك يا اباعبدالله.... بر در ميكده‌ام پرسه زنان خواهي ديد پير دلباخته با بخت جوان خواهي ديد نوبهار آيد و گلزار شكوفا گردد بي گمان كوتهي عمر خزان خواهي ديد مرغ افسرده كه در كنج قفس محبوس است بر فراز فلك از شوق پران خواهي ديد دلبر پردگي از پرده برون خواهد شد پرتو نور رخش در دو جهان خواهي ديد يادداشت:عماد اصلاني ‏khalil1370.blogfa.com

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 22:10 | ارسال نظر(0) |







شیرخواره امام حسین(ع)

آرام رام و یکی یکی به سمت معراج می‌رفتند و امام خود، را با غم آسمان تنها می‌گذاشتند و زمین را با خون خود زینت می‌بخشیدند و بر خاک آبرویی عظیم می‌بخشيدند. نسیم صورت حسین(ع) را نوازش می‌داد و عشق منتظر لحظه‌ای بود تا آغوش خویش را بر معشوق دو عالم بگشاید. حسین(ع) در حالی که بر علم علمدارش تکیه داده بود به دور دست خیره شده بود گویا لحظه‌ای را می‌نگریست که مادرش فاطمه(س)او و برادرش را در آغوش می‌گرفت و برایشان از شجاعت های پدرشان علی(ع) قصه‌ها می‌گفت و قطره اشکی از گوشه چشمانش بر زمین چکید و نمی دانم چه شد که ناگهان از جای برخاست و به سوی خیمه گاه روان شد و چون بیرون می‌آمد چیزی را در زیر عبایش پنهان کرده بود و به سوی لشکر کوفه رهسپار شد. در خيمه گاه چشمانی نگران که رد قدمهای حسین(ع) را می‌پایید به انتظار نشسته بود. لشکر سکوت کرده بود و همه چشمانبه لبهای خشک حسین دوخته بودند، آسمان خیره می‌نگریست که چه خواهد شد و فرشتگان انگشت حیرت به دندان می گرفتند و حسین(ع) آرام دست خویش را از عبای خود بیرون کشید .فرشتگان از دیدن این صحنه بر سر زدند و خورشید روی بر گرداند تا این همه قساوت را نبیند. در دستان حسین(ع) چه بود که ناگهان علم از دست علمدار لشكر کوفه بر زمين افتاد و عمرسعد با تمام خباثت خویش محو تماشای این صحنه شده بود؟ در دستان حسین(ع) طفلي بود که چون ماهی از آب جدا مانده دست و پا می زد و رنگ رخسارش کبود شده بود و لبهای خشکش آرام باز و بسته می‌شد و گویی در دستان حسین به پرواز در آمده بود. از تشنگی سرش به سمت زمین خم شده بود و سپیدی حنجر او به چشمان حرمله خورد و خورشید و ماه این صحنه را به نظاره نشسته بودند. فرشتگان دعا می‌کردند که ای کاش چشمان حرمله سپیدی گلوی طفل را نمی‌دید ای کاش دست به تیردان نمی‌شد و ای کاش...خون اصغر(ع)به آسمان پاشیده شدو او در آغوش ملائک لبخند می‌زد. عمری است تا به راه غمت رو نهاده ایم روی وریای خلق به یکسو نهاده ایم عمری گذشت تا به امید اشارتی چشمی بدان دو گوشۀ ابرو نهاده ایم در گوشه امید چو نظارگان ماه چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده‌ایم گفتی که حافظا دل سرگشته‌ات کجاست؟ منبع:وبلاگ هیئت

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 18:15 | ارسال نظر(0) |







اب را گل نکنید

آب راگل نکنید/شایدازدورعلمدار حسین/مشک طفلان بردوش/زخم وخون براندام/می رسدتاکه ازاین آب روان/پرکندمشک تهی/ببردجرعه ی آبی برساندبه حرم/تاعلی اصغربی شیررباب/نفسش تازه شود وبخوابدآرام/آب راگل نکنید/که عزیزان حسین همگی خیره به راه اندکه ساقی آید.السلام علیک یا ابالفضل العباس

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 15:20 | ارسال نظر(0) |







اب راگل نکنید

آب راگل نکنید/که دراین نزدیکی عابدیتشنه لب وبیماراست/درتب وگریه اسیر/عمه اش این دو،سه شب تاسحربیدار/آب راگل نکنیدکه بودمهریه مادرشان/نه همین آب/که هرجای دگر رودی ونهری جاریست/مهرزهرای بتول است.ازاین است که من می گویم آب را گل نکنید آب راگل نکنیدآب راگل نکنید

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 15:13 | ارسال نظر(0) |







صورت و سيرت مهدى (ع )

صورت و سيرت مهدى (ع ) 


چهره و شمايل حضرت مهدى (ع ) را راويان حديث شيعى و سنى چنين نوشته اند: (چهره اش گندمگون ، ابروانى هلالى و كشيده ، چشمانش سياه و درشت و جذاب ، شانه اش پهن ، دندان هايش براق و گشاد، بينى اش ‍ كشيده و زيبا، پيشانى اش بلند و تابنده ، استخوان بندى اش استوار و صخره سان ، دستان و انگشتهايش درشت ، گونه هايش كم گوشت و اندكى متمايل به زردى - كه از بيدارى شب عارض شده - بر گونه راستش خالى مشكين . عضلاتش پيچيده و محكم ، موى سرش بر لاله گوش ريخته ، اندامش ‍ متناسب و زيبا، هياءتش خوش منظر و رباينده ، رخساره اش در هاله اى از شرم بزرگوارانه و شكوهمند غرق ، قيافه اش از حشمت و شكوه رهبرى سرشار. نگاهش دگرگون كننده ، خروشش درياسان ، و فريادش همه گير).
حضرت مهدى صاحب علم و حكمت بسيار است و دارنده ذخاير پيامبران است . وى نهمين امام است از نسل امام حسين (ع ) اكنون از نظرها غايب است . ولىّ مطلق و خاتم اولياء و وصى اوصياء و قائد جهانى و انقلابى اكبر است . چون ظاهر شود، به كعبه تكيه كند، و پرچم پيامبر (ص ) را در دست گيرد و دين خدا را زنده و احكام خدا را در سراسر گيتى جارى كند. و جهان را پر از عدل و داد و مهربانى كند.
حضرت مهدى (ع ) در برابر خداوند و جلال خداوند فروتن است . خدا و عظمت خدا در وجود او متجلى است و همه هستى او را فرا گرفته است . مهدى (ع ) عادل است و خجسته و پاكيزه . ذره اى از حق را فرو نگذارد. خداوند دين اسلام را به دست او عزيز گرداند. در حكومت او، به احدى ناراحتى نرسد مگر آنجا كه حدّ خدايى جارى گردد.
(

مهدى (ع ) حق هر حقدارى را بگيرد و به او دهد. حتى اگر حق كسى زير دندان ديگرى باشد، از زير دندان انسان بسيار متجاوز و غاصب بيرون كشد و به صاحب حق باز گرداند. به هنگام حكومت مهدى (ع ) حكومت جباران و مستكبران ، و نفوذ سياسى منافقان و خائنان ، نابود گردد. شهر مكه - قبله مسلمين - مركز حكومت انقلابى مهدى شود. نخستين افراد قيام او، در آن شهر گرد آيند و در آنجا به او بپيوندند... برخى به او بگويند، با ديگران جنگ كند، و هيچ صاحب قدرتى و صاحب مرامى ، باقى نماند و ديگر هيچ سياستى و حكومتى ، جز حكومت حقه و سياست عادله قرآنى ، در جهان جريان نيابد. آرى ، چون مهدى (ع ) قيام كند زمينى نماند، مگر آنكه در آنجا گلبانگ محمدى : (( اشهد ان لا اله الا اللّه ، و اشهد ان محمّدا رسول اللّه ، )) بلند گردد.
در زمان حكومت مهدى (ع ) به همه مردم ، حكمت و علم بياموزند، تا آنجا كه زنان در خانه ها با كتاب خدا و سنت پيامبر (ص ) قضاوت كنند. در آن روزگار، قدرت عقلى توده ها تمركز يابد. مهدى (ع ) با تاءييد الهى ، خردهاى مردمان را به كمال رساند و فرزانگى در همگان پديد آورد...
مهدى (ع ) فريادرسى است كه خداوند او را بفرستد تا به فرياد مردم عالم برسد. در روزگار او همگان به رفاه و آسايش و وفور نعمتى بى مانند دست يابند. حتى چهارپايان فراوان گردند و با ديگر جانوران ، خوش و آسوده باشند. زمين گياهان بسيار روياند آب نهرها فراوان شود، گنجها و دفينه هاى زمين و ديگر معادن استخراج گردد. در زمان مهدى (ع ) آتش فتنه ها و آشوبها بيفسرد، رسم ستم و شبيخون و غارتگرى برافتد و جنگها از ميان برود.
در جهان جاى ويرانى نماند، مگر آنكه مهدى (ع ) آنجا را آباد سازد.
در قضاوتها و احكام مهدى (ع ) و در حكومت وى ، سر سوزنى ظلم و بيداد بر كسى نرود و رنجى بر دلى ننشيند.
(


مهدى ، عدالت را، همچنان كه سرما و گرما وارد خانه ها شود، وارد خانه هاى مردمان كند و دادگرى او همه جا را بگيرد.


[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 13:16 | ارسال نظر(0) |



صفحه قبل1...131415161718صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران