نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





اصن یه وضعیه

صبح زود بود. توریست آمریکایی به ماهیگیر نگاه می کرد که تازه از‎ صید برگشته بود. یک ماهی بزرگ در قایقش بود. به او گفت: با این‎ سرعتی که داری چرا ماهی های بیشتری نمی گیری؟؟؟‎ ماهیگیر گفت: همین هم خرج زن و بچه هایم را در می آورد...‎ توریست گفت: بقیه ی روز را چه کار می کنی؟؟؟‎ گفت: با بچه هایم بازی می کنم، کتاب می خوانم، از مناظر اینجا لذت‎ می برم، گیتار می زنم و با دوست هایم در دهکده نوشیدنی می نوشم...‎ توریست گفت: اگر بیشتر ماهی بگیری، با پول اضافه اش می توانی‎ چند قایق دیگر بخری. بعد از آن می توان بدون واسطه جنس هایت را‎ بفروشی. بعد می توانی با پول اضافه ات یک کارخانه ی کنسرو سازی‎ همین اطراف بزنی...‎ ماهیگیر گفت: بعد چی؟؟؟‎ * بعد می توانی به نیویورک بروی در بورس سرمایه گذاری کنی.‎ ماهیگیر گفت: بعد چی؟‎ * بعد دیگر وقت خوشگذرانی است، سهام ات را در موقع مناسب‎ می فروشی.‎ ماهیگیر پرسید: بعد چی؟‎ *بعد با میلیون ها دلار پول ات می توانی یک کلبه همین اطراف بخری.‎ ماهیگیر پرسید: بعد چی؟‎ *** بعد می توانی با بچه هایت بازی کنی، کتاب بخوانی، از مناظر‎ اینجا لذت ببری، گیتار بزنی و با دوست هایت در دهکده نوشیدنی‎ بنوشی...‏ منبع:دخترچادری www.myhonour.loxblog.com

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 22:47 | ارسال نظر(0) |



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران