|
گل نكند جلوه در جوار محمد«ص»
رونق گل ميبرد، عذار محمد«ص»
گل شود افسرده از خزان و، وليكن
نيست خزان از پي بهار محمد«ص»
‹‹اَعْظَمَ اللهُ اُجُورَكُمْ في نبيّكم››
خداوند به شما در سوگ پيامبرتان اجر عظيم عنايت كند.
خداوند او را نزد خود برد، تا علي عليه السلام اين سخن را گفت: صداي ضجّه و گريه از خانه برخاست.
منبع :
پیامبر (ص) در جنگ بدر زودتر از دشمن به منطقه رسید. ابتدا در محلی دورتر از چاه های بدر اتراق کرده بودند، پیامبر (ص) با اصحاب مشورت کردند و یکی از اصحاب پیشنهاد داد که جلوتر بروند، و در کنار یک چاه موضع بگیرند و بقیه چاه ها را کور کنند تا بدین وسیله آب را که نقش حیاتی در جنگ بیابانی دارد، در اختیار داشته باشند. و همچنین باعث ضعیف شدن روحیه ی دشمن شده باشند. اما پس از تصریف چاه ها وقتی دشمن به منطقه رسید. پیامبر (ص) دستور داد بگذارید، بیایند، بنوشند و با خود ببرند و حتی حیواناتشان را سیراب کنند. زیرا وی بارها گفته بود هر جگر تشنه ای را حق مسلم بر آب است. حتی حیوانی، اسبی، شتری... قربان مهربانیت بروم یا رسول الله ، ما هم تشنه ایم ، اما تشنه محبت و معرفت شما، ما هم بد کرده ایم ، آلوده به گناهیم ، اما دوستدار شمائیم ، گریه کن شمائیم ، یا رسول الله من سئوال دارم ، اما سؤال من این است مگر خاندان رسول خدا (ص) کودکان و اهل بیت امام حسین (ع) تشنه نبودند و مرگ حق مسلم بر آب نداشتند؟ مگر آب مهریه ی مادرشان نبود؟...
«از آب هم مضابیقه کردند کوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا»
سوگنامه آل محمد (ص ) ، ص 21 ، نوشته محمد محمدی اشتهاردی ، چاپ سید الشهداء ، نوبت بیست و سوم
مرحوم صدوق از ابن عباس روايت كرده: در آن هنگام حسن و حسين عليهما السلام با ديدة گريان صيحه زنان وارد خانه شدند، و خود را بروي رسول خدا افكندند، علي عليه السلام خواست آنان را از آن حضرت جدا سازد كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به هوش آمد و فرمود:
ّّْْ‹‹اي علي ! بگذار من آنها را ببويم و آنها مرا ببويند، من از ديدار آنها توشه برگيريم و آنها از ديدار من توشه برگيرند، آگاه باش كه اين دو فرزند، بعد از من ستمها خواهند ديد و با ظلم كشته خواهند شد»، سپس سه بار فرمود: خدا لعنت كند كساني را كه به اين دو تن ظلم كنند، آنگاه دست به سوي علي عليه السلام دراز كرد و او را به طرف خود آورد، و با خود در زير آن جامه كرد كه برويش افكنده بود برد و دهان مبارك بر دهان او نهاد و مدّتي طولاني با او راز گفت تا آنكه روح از بدن شريفش پرواز نمود، آنگاه امام علي عليه السلام از زير جامهها خارج شد و فرمود:
|