نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





کودک مهربان


یه بچه داشت ماشین باباشوخط خطی میکردباباش اومدواسه تنبیه رودست بچه اش بدون توجه به آچاری که تودستش بودزدبچه روبردن دکتردستشوقطع کردن بچه به باباش گفت کی دستم بیرون میادباباهه پشیمون شد اومداوغدشوروماشین خالی کنه یهو چشمش به خط خطی بچه اش افتاد.نوشته بود:¥بابادوستت دارم.¥

[+] نوشته شده توسط sarzaminemahdi در 21:04 | ارسال نظر(0) |



💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران